دوستان گرامی ،
این وبلاگ تا مدتی تعطیل می باشد . شما می توانید نبشته های تازه ی مرا در پایگاه ی تاجیک میدیا بخوانید . تشکر. ![]()
نگاه انتقادی در گستره ء تاریخ ، فرهنگ و سیاست
دوستان گرامی ،
این وبلاگ تا مدتی تعطیل می باشد . شما می توانید نبشته های تازه ی مرا در پایگاه ی تاجیک میدیا بخوانید . تشکر. ![]()
سیکولاریزم سیستانی با اسلام خواهی ملا عمر چی فرق دارد؟
سه شنبه 7 آوريل 2009, نويسنده:
گرفته شده از سایت کابل پرس
قبیله چی باشد که شاهی کند مطلع شعریست از محب بارش که در برابر تصرفات استبدادگرایانهء فرهنگی سلیمان لایق درعهد داکتر نجیب الله سروده شده است. بنده زمانیکه قلمیزنی های امروزی آقای سیستانی را درباره سیکولاریزم خواندم شعرمذکور بیادم آمد وعنوان مقالهء خویش را با وام گرفتن ازشعرمذکور آغازیدم امیدکه آقای بارش برمن خشم نگیرند
سیکولاریزم یا جدا سازی دین ازدولت که حاصل مبارزات چند قرنهء روشنفکران تحول طلب اروپا دربرابراستبداد کلیسا میباشد بدبختانه امروز به مضحکه تلخ تاریخ مبدل گشته .ومستبدترین اشخاص به پرشورترین سیکولارهای دنیاتبدیل شده اند. این مکتب راه خودرا درمیان حامیان وعلمبداران پروپاقرص نظامهای قبیلوی وترایبالیست بازکرده است، چنانچه که درین روزها ازخامه های جناب نابغه شرق حضرت علامه کاندید اکادمیسن پوهاند دکتور استاد محمداعظم سیستانی به عوض معرفی چهره های نوابغ نظامی قبایل محمد زائی وبارکزائی و یاد قهرمانیهای سرداران درانی چه راست وچه دروغ بحثهای جدی ضد دیانت تراوش میکند وآنهم به افراطی ترین وبدوی ترین شکل آن.
سخنی پیرامون پروژه ای سیاه سنگ - ناشناس
نویسنده : عطاخیل
من زمانیکه از صبورالله سیاه سنگ چیزی را میخوانم یا میشنوم فورا شخصت یک انسان بی بند وبار وابن الوقت در ذهنم تجسم پیدا میکند که بخاطر پیدا کردن شهرت از ارتکاب هیچ جرم وجنایت رو گردان نیست. من زمانیکه از صورالله سیاه سنگ چیزی را میخوانم نویسنده عقده مند وشکست خورده ای در ذهنم تداعی میشود که جز حسرت خوردن به گذشته ها دیگر کاری ندارد. کارهایکه وی بعنوان نویسنده روی دست میگیرد تکرار همان مکررات است که دیگران سالهاا قبل آنرا ازطریق رادیوها وچاپ رسالات به سمع وبصر مردم رسانیده اند که نمونهء واضح آن موشگافی وی پیرامون قتل عام اعضای خانوادهء داود خان است.
جفیدن سگان قبیله و برخورد ما
مبارزه برای در همکوبیدن اوغانیزم _ پشتونیزم و فاشیزم قبیله ، کار ساده و آسان نیست . کسیکه برای آزادی از اسارت دو صد و شصت ساله ی اوغان شاهی مبارزه می کند ، روشن است که آماج دشنام ها و تهدید های فاشیست ها می باشد . شما باور داشته باشید که اگر دست فاشیست ها برسد ، همه مبارزین ضد فاشیزم قبیله را بدون هیچ تردیدی از میان می برند . در خارج از اوغانستان که توانایی کشتن را ندارند ، از هر ابزار و شیوه و سلوکی کار می گیرند که مخالفین اوغانیزم و فاشیزم قبیله را خاموش سازند ، اما در داخل اوغانستان برای سر مخالفین خود جایزه تعین می کنند و دست شان که میرسد می کُشند و ، به اصطلاح، خود را بی غم می سازند !
ما عزم راسخ داریم که به حاکمیت ضد انسانی و وحشتگستر اوغانیزم بالای مردم خویش پایان ببخشیم. ما میخواهیم که مردم خود را از زیر یوغ استبداد فردی ، خاندانی ، قومی و قبیله ای اوغان ها ( پشتون ها ) رها سازیم . ما میخواهیم که تمام برنامه ها و نقشه های ضد بشری اوغانیست ها و پشتونیست های وحشی در سرزمین پاک ما به شکست روبرو شوند . ما حیله های شان را ، حقه های شان را ، نیرنگ های شان را ، خیانت های شان ، دروغ های شان ، دسیسه های شان ، مداری گری های شان ، جعلکاری های شان ، نامردی های شان ، پست فطرتی های شان ، خود فروشی ها و وطنفروشی های شان را افشاء و برملا می سازیم . اینها از این کار ما وحشت دارند و میدانند که اگر مانع کار و مبارزه ما نشوند ، دیری نخواهد گذشت که گلیم خونآلود و کثیف حاکمیت خونین و ننگین شان برچیده خواهد شد و آرزو ها و هدف های را که در مانیفست پاسبانی از حاکمیت قبیله ( دویمه سقاوی ) بیان شده است به گور خواهند برد .
من ، باز هم ، همه آزاده گان دلیر تاجیک و همه روشنفکران غیر اوغان( غیر پشتون ) را به اتحاد و همراهی فرامیخوانم و از روشنفکران ما می خواهم که کرختی ، ترس ، جبن ، بی تفاوتی ، بیکاره گی و محافظه کاری های زیانبار را به دور اندازند و با قلم و قدم و همه امکانات شان در مقابل هیولای دهشت آفرین اوغانیزم به مبارزه ی جدی ، قاطع و آشتی ناپذیر بپردازند.
بگذارید که صبورالله سیاه سنگ مفعول ، اعظم سیستانی دلال ، حمید انوری بی ناموس ، برادران فارانی و چند خود فروش دیگر ، با مارمولک ها و قانقورو های چرسی و بنگی و بی روز و روزگاری که با آنها همراه اند، سگ جفی کنند و باد گند بیافشانند . بگذارید ، فاشیزم و اوغانیزم چهره ی منحوس و زشت خود را بهتر و بیشتر نمایان سازد. این هیچ زیانی به ما نمی رساند .
باید بنویسم که من در گذشته ، در رویاروی های فردی با فاشیست ها و چلم برداران شان به زبان و شیوه های خود شان با آنها روبرو می شدم و به دهن شان می کوبیدم . اما اکنون از آنجایی که من به صورت فردی نه ، بلکه با گروهی از یاران تاجیک برای درهمکوبی و براندازی حاکمیت اوغانیزم و آزادی مردمم از اسارت مبارزه می کنم ، نمی توانم با آن روش های فردی با فاشیست ها برخورد نمایم . کار گروهی الزامات خودش را دارد و برای فرد محدویت هایی را ایجاد می کند که یکی از آن محدودیت ها پرهیز از برخورد فردی با رویداد ها می باشد. از این سبب ، من ناگزیرم با فاشیست هاییکه از شیوه های کوچه و بازار کار می گیرند و با دشنام و فحش و لچکی با من طرف می شوند ، برخلاف سابق رفتار باالمثل نکنم . ورنه شما میدانید و خود فاشیست ها به خوبی آگاه اند که اگر تمام قبیله و قبیله پرستان یکجا شوند و این صبورالله سیاه سنگ مفعول و پوده و ایزک مشرب با اعظم سیستانی دلال که بی غیرتی اش زبانزد خاص و عام است و حمید انوری که در بی ناموسی شهرت بلند دارد و برادرک های فارانی و دیگر قانقورو های چرسی وبنگی شان ، هزار سیاه سنگ و هزار اعظمک سیستانی و هزار حمید انوری و هزار فارانی شوند ، در مقابل من هیج هم نیستند . من ضرب شستم را به آنها نشان داده ام و زهر قلمم را در کام های شان چکانده ام !
آنها ضربه های که از من خورده اند ، تا چندین سال دیگر هم فغان و واویلای شان بلند خواهد بود !
مردم ما از دو صد و شصت سال به این سو ، از جهالت و خشک مغزی و قبیله پرستی اوغان های چپاولگر هزاران عذاب و مصیبت و بدبختی را کشیده اند ، دیگر باید این غمنامه به پایان رسد . ما ضرورت داریم که وقت خویش را در کار های جدی و اساسی و سرنوشت ساز مبارزاتی سپری کنیم . سگ های قبیله می جفند که ما را به سوی جفیدن و قف های که از دهان بویناک شان می پرد جلب کنند و از کار های اساسی منحرف سازند . آنها را به این هدف شوم شان هم نمی رسانیم و این ضربه ی است محکم بر دهان شان که به شکل دیگری کوبیده می شود .
بهتر است که از جنگسالاری ، از چپاولگری ، از قاچاقبری ، از وطنفروشی قبیله پرستان بنویسم . بهتر است احمد خان ملتانی ، پاینده خان و فتح خان و دوست محمد و وزیر اکبر میدان گریز و شاه شجاع و عبدالرحمن کله منار ساز و نادر کور و ظاهر کل و داوود دیوانه و نعیم کر و محمد گل مومند خاین و غلام محمد پاپای سگ باز و امین جلاد و ملاعمر آخوند قرون وسطایی و حامد کرزی مزدور ( شاه شجاع ثانی ) و احمد ولی کرزی و انور الحق احدی و اشرف غنی احمدزی و زلمی خلیلزاد و فاروق وردک و دیگر فاشیست های رنگا رنگ شان را به درستی به مردم بشناسانیم . سگ چوچه های غوغوی فاشیست که از حاشیه های قبیله می جفند ، ارزش وقت ضایع کردن را ندارند .
بهتر است طرح ها و تفکر فاشیستی محمود طرزی و جعل کاری های عبدالحی حبیبی و دیگر علامه های تقلبی و حرامخور شان را نمایان سازیم . بهتر است از تاریخ جنایتبار و ننگین اوغان های سلیمانکوهی پرده برداریم و نشان دهیم که چگونه به زمین و خانه و جایداد مردمان غیر اوغان و باشنده گان اصلی سرزمین های اطراف سلیمان کوه ، وحشیانه یورش آوردند و چگونه مردم بومی و اصلی خراسان را از محل زنده گی شان بیرون راندند و خود مال و زمین مردم را غضب کردند و در مناطق مختلف میهن ما جای گرفتند و سرانجام چگونه پس از مرگ نادر افشار ، با یک اقدام قبیله ای سران قبایل اوغان در قندهار جمع شدند و احمد خان ملتانی سدوزایی را پادشاه ساختند و سیاه روزی ملیت های غیر اوغان را در بخش هایی از خراسان بزرگ پی ریزی کردند و یک قوم مغاره نشین و بیگانه با تمدن را بالای مردمان شهر نشین و فرهنگ پرور و تمدن ساز حاکم ساختند و دو صد شصت سال است که ظلم و جنایت و وحشت آفرینی و دهشت افگنی و چور و چپاول و تاراجگری شان ادامه دارد . بهتر است این را واضیح سازیم که یکی از علت های اصلی و اساسی پسمانی و غرقه شدن ما در بدبختی های گوناگون در این بوده است که ما با عقمانده ترین و بدوی ترین و قرون وسطایی ترین قبایل روی زمین در چار چوب یک کشور واحد قرار گرفته ایم که قدرت و دولت و حکومت را در دو صد و شصت سال پسین در دست داشته اند . این ها بزرگترین افتخار شان این است که هزار سال از بقیه مردم جهان عقب مانده اند و همان رسم و رواج آبایی و اجدادی سلیمانکوهی و مغاره نشینی خود را در قالب پشتونوالی و جرگه بازی و اتن ملی و دز و دوز کردن و نپذیرفتن هر گونه دانش و معارف و ترقی و تمدن ، هنوز نگهداشته اند و یک طایفه ای بسیار استثنایی و خارج تاریخ در این سده ی بیست یکم می باشند !
ما حرفهای زیاد برای گفتن و نوشتن داریم که فرصت برای درگیری های فردی برای ما نمی ماند . ما یک مبارزه مرگ و زنده گی را در پیش رو داریم که اگر بخواهیم به آن به صورت درست رسیده گی کنیم فرصت برای شنیدن عوعو سگان حاشیه ی قبایل اوغان برای ما نمی ماند .
صبور الله سیاه سنگ و اعظم سیستانی و حمید انوری و برادران فارانی و دیگر مارمولک های قانقور و چرسی و بنگی شان از چهار طرف می جفند ، ما بی اینکه اهمیتی به جفیدن آنها بدهیم بهتر میدانیم که به دهان باباها و علامه ها و قهرمان های دروغین آنها بکوبیم که گورستان آبایی شان در سلیمان کوه و اسرائیل به لرزه آید !
پیام های تهدید آمیز فاشیست ها
دوستای مهربان ، امید که نوروز و بهار خوشی را بگذرانین.
میخواهم بگویم که صبورالله نیرم سیاه سنگ مفعول ، اعظم سیستانی دلال ، حمید انوری بی ناموس و دگه مارمولک های چرسی و بنگی که با آنها همدست استن ، ایزار های خود و خانواده های خود را در سر چهاراهی ها کشیده راهی ستن و فاشیزم خود را از نگاه جسمانی هم به خلایق نشان میتن . فکر می کنن که میتانن توجه مردمه به طرف خود جلب کنن !
در عین زمان ، همو خاین ها ، برای ترساندن ما به صورت پیوسته پیام های تهدید آمیز به من می فرستن و مرا تهدید به مرگ می کنن .
یکی از این گونه پیام ها چند روز پیش از طرف یک فاشیست به نام " هارون اتمر " از اوغانستان برم رسیده که برای شناخته نشدن ، به زبان انگلیسی نوشته کده و از مه خواسته که از نوشتن علیه فاشیزم و اوغانیزم و پشتونیزم شان دست بردارم ، در غیر آن مرا از بین خواهند برد !
من ایمیل هارون اتمر را به مراجع قانونی سپرده ام که آنها محل و جایش در اوغانستان را پیدا کرده اند و به زودی چوب را در گلونش خواهند زد . اما من میخواهم به هارون اتمر و دیگر فاشیست های پست فطرت و بیمروت و خاین بگویم که تمام سگ جفی ها و لچکی ها و تهدید های شما هیچ جایی را نمی گیرد . من و دوستانم که علیه فاشیزم و اوغانیزم و پشتونیزم شما می رزمیم و چهره پلید و منحوس شما مزدوران مادر زاد را به مردم نمایان می سازیم ، از جفیدن و هنگ زدن و لق لق شما نمی هراسیم و مبارزه ما با شدت هر چه بیشتر در مقابل تمام دار و دسته ی غدار و خاین و خود فروش اوغانیست های قبیله پرست ادامه خواهد داشت . شما مطمئن باشین که ما با تمام امکانات و نیروهایی دست داشته خود به صورت همه جانبه در مقابل شما مبارزه می کنیم .
شما فاشیست ها و اوغانیست ها و پشتونیست های کثیف باید بدانین که ما شما را به تمام معنا شناخته ایم ، دنیا هم آهسته آهسته شما را به تمام معنا می شناسه و سیطره ی ننگین و خونین شما تاراجگران و چپاولگران وحشی برچیده خات شد .
شما قبیله پرستانی که در جهالت محض می لولید ، در تالاب گند و کثافت قبیله ، همانجایی که خوش استید ، اتن ملی کرده خات ماندین و دگه مردمان ساکن در کشور راه خود را به سوی آزادی و بهروزی پیدا کرده و به آن سو خواهند رفت .
شما از این گپ های ما زهره کفک استید که چرا راه خود و مردم خود را از راه قبیله پرستان جدا می کنیم و میخواهیم که دگه اسیر و گروگان قبیله نباشیم . ما این را گفته ایم و باز می گوییم که دگه لازم نیس که مردم غیر پشتون باز هم دو صد شصت سال دگه منتظر بیرون شدن قبیله از جهالت و تیره اندیشی باشن . دگه لازم نیس که شهر های آشنا با تمدن چندین هزار ساله ی ما ، زیر سلطه و فرمان غژدی نشینان و مغاره گزینان باشن . ما ، شف شف نی ، شفتالو می گوییم . دگه بس اس . باید نظام و سیستم و شیوه های دولتداری و حکومتداری را دگرگون بسازیم و حق را به حق دار بدهیم . اوغان یعنی پشتون هیچ حق نداره که بالای تاجیک و اوزبیک و هزاره و ترکمن و بلوچ و دگه و دگه حکومت کنه. این گپ خوش شما نمیایه ، بلای همه مردم به پس تان . برویید و دگه گور تان را گم کنید . اگه درست مثل انسان میخایین با دگرا در صلح و عدالت زنده گی کنین ، باید از شتر جهل پایین شوین و این حقیقته قبول کنین که پشتونها مثل هر اقلیت قومی دگه همانقدر حق دارد که هر قوم دگه دارد . زیاده خواهی ، بلند پروازی های جاهلانه تان را دور بیاندازین و بیاین به عدالت و انصاف گردن نهید . اگه دگرا حق حکومت کردن و دولتداری را نداشته باشن ، اوغان ها ( پشتون ها) که به هیچ صورت حق رهبری و حکومت کردن را نباید داشته باشن ، چون از هر نظر از دیگر اقوام کرده عقبمانده تر و قرون وسطایی تر استند . این یک حقیقت اس و دگه لازم نیس که ما از گفتن حقیقت به خاطر خوشی چند فاشیست و پشتونیست و اوغانیست احمق ، پرهیز کنیم .
امروز همقه بس اس . باز بخیر گپ خات زدیم . یار زنده و صحبت باقی .
باز هم نوروز مبارک !
دوستای گرامی و محترم ،باز هم نوروز و سال نو ۱۳۸۸خورشیدی ره بر تان تبریک میگم.
نوروز ها میاین و میرن ، مگم روز مردم ما نو نمشه . همو خرک و همو درک اس ، همو آش اس و همو کاسه . یک خاین پس میشه ، یک خاین دگه ده جایش میشینه . مخصوصن به مردم تاجیک و دگه مردمای تحت ستم هیچ روشنی به نظر نمی رسه . فاشیستا چار دست و چارپای در قدرت چسپیدن ، کرزی ، خلیل زاد ، احمد زی ، شیرزی ، احدی و دگه و دگیش همگی شان کاندیدای ریاست جمهوری استن . همی حالی هزار رقم غداری و خیانت از طرف فاشیست ها و پشتونیست های پست فطرت بر محکم کدن قدرت ده دست خود شان جریان داره .
ازو گپا که تیر شویم، گپ بسیار جالب ایس که فاشیست ها ، تمام قهرمانان واقعی اقوام دگه ره شب و روز میکوبن و دشنام میتن ، اما شما شاهد استین که از یک فاشیست ، خاین ، ظالم ، دیوانه و کسی که ده برباد ساختن و تباهی اوغانستان نقش بسیار اساسی و تعین کننده داشت ، یک قهرمان می سازن . معلوم نیس که استخوان های چی ره یا کی ره از کدام جای کشیدن و به نام استخوان های داوود دیوانه، به هزار دبدبه و سامانه ، دفن کدن .
کار فاشیست ها و پشتونیست ها ، همیشه همی رقمی اس . صبورالله نیرم مفعول سیاه سنگ خاین و پست فطرت که خوده سالها ده پوست تاجیک ها و فارسی زبان ها زده بود ، ماه ها در خارج هلهله براه انداخت که " سردار داوود خان " چطور کشته شد ؟! دگه فاشیست های پشتونیست جنون زده شان ده کابل هیاهو های دیوانه وار را به راه انداختن که قبر داوود دیوانه ره پیدا کنن ، تا مثل همیشه از کاه خود کوه بسازن ، هیچ خوده همه چیز جلوه بتن .
داوود دیوانه ی دیره دونی ره همه مردم می شناسن . یک آدم ظالم ، جابر ، خود خواه ، جاه طلب ، خود کامه ، مطلق العنان ، دیکتاتور و فاشیست که نه سواد درست داشت ، نه چندان عقل و منطق داشت ، حتا قادر نبود که یک بیت از شعر اقبال لاهوری را که هزار دفعه برش تکرار کده بودن درست بخواند و در همان زمان اقتدارش همه روشنفکرای اوغانستان سرش ریشخندی میزدن . هر کس که کسی دگه ره می دید به شوخی و به شکل " پرزه " میگفت " بــــپـــروازا " ! ( به پرواز آ و شاهینی بیاموز ــ تلاش دانه در خاشاک تا کی ) .
حالی ، شما تماشا کنین که همو خاینه که هیچ کاری به نفع مردم نکده بود و اوغانستانه ده کام روس درون کد ، زمینه های بربادی های بعدی ره با جاه طلبی ها و چپه مغزی ها و دیوانه گی های خود فراهم ساخت ، قهرمان می سازن !
داوود دیوانه ره به نام اولین رئیس جمهور و چه و چه یاد می کنن ، که گویی کدام شهکار کده بود . ده یک سازک بازی خانواده گی و برای حفظ قدرت خاندانی ، یک بچی کاکا رفت به اروپا ، دگه بچی کاکا به تخت شیشت و نام خوده رئیس جمهور ماند ، مگم ظلم و دیکتاتوری اش صد چند زیاد تر از پادشاه بود و جمهوری نامنهادش هیچ تفاوتی اساسی و در ماهیت با نظام شاهی نداشت . به گفته ی مردم همانوخت ، کل ِ کله جوچه رفت ، کل ِ کله کته ده جایش شیشت !
داوود دیوانه ، بهترین رفیقا و مصاحب ها و وزیرای دلخواه و قابل اعتمادش همگی سگ بازا و چرسیا و بنگیا و بیسواد ها بود . رسولی ، قدیر و دگه و دگیش ، یک نفر درست و آدم صفت ده دور داوود دیوانه دیده نمی شد .
اگه جمهوری واقعن جمهوری می بود ، اگه عوض داوود دیوانه کدام آدم درست در راس قدرت می بود ، اوغانستان به ای حال و روز نمی رسید ، حتا همو ظاهر شاه عیاش و بیکاره و زنباره و کله پوچ ، هر چه بود ، از داوود دیوانه کده هوشیار و سیاستمدار بود .
فاشیست ها و پشتونیست ها حالی دل شان اس که ده پهلوی بابا های تقلبی و جعلی و زوره کی خود یک بابای دگه ره هم اضافه کنن . داوود دیوانه ی که قاتل صد ها نفر بود ، اوغانستانه به طرف بربادی سوق داد ، باید به نام یکی از خاینان تاریخ شناخته شوه ، پشتونیست ها میخاین به آسمان بالا کنن.
از احمدخان ابدالی ملتانی شان گرفته تا همی داوود خان دیره دونی شان ، همگی از یک سر ، همی رقم تقلبی و جعلی و به زور و غداری بابا و غازی و چه و چه ساخته شده اند .
سیاه سنگ مفعول داوود دیوانه ره بت ساخته و پرستش میکنه ، شلغم سیستانی دلال ، هر روز شیشته شاه شجاع و دوست محمد و پاینده محمد و فتح خون آشامه از گور تاریخ میکشه و تجلیل میکنه و بت میسازه و پرتش میکنه تا یک آبرویی برای قبیله دست و پا کنه .
بدا به حال ما که ده چنگ فاشیزم و پشتونیزم گرفتار ماندیم . خوده تکان هم نمیتیم که به این مصیبت دو صد و شست ساله پایان بتیم و یک رقم شوه که ما مردم غیر اوغان بدون زنجیر و زولانه ی قبیله ، برای خود یک زنده گی درست و انسانی بسازیم . معلوم نیس که ما تا چی وخت باید ایرقمی عذاب بکشیم ، ستم بکشیم ، بربادی پشت بربادی ره تجربه کنیم و اسیر وحشت قبیله باشیم ؟ چند صد سال دگه باید رنج ببریم و همی رقم ده جای بخشکیم و هیچ حرکت به طرف ترقی و بهروزی نداشته باشیم ؟
همی لحظه چشم هایتانه واز کنین ، ببینین که کی ها همه کوشش ها و تلاش های ملی و بین المللی ره عبث می سازن ؟ کی ها مشغول جنگ و حمله های انتحاری و مکتب سوزانی و سر بریدن و هیرویین فروختن و دز و دوز استن ؟ جنگسالاری کی میکنه ، قاچاقبری و کشتار و حملات انتحاری کی میکنه ؟ دروغگویی ، ده جان زنی ، مکاری و غداری کی میکنه ؟دگه صد ها پدرنالتی و کلاهبرداری کی میکنه ؟
مه برتان همطور صاف و ساده و روشن میگم که تمام فساد ده پای قبیله و قبیله پرستان اس . ما مردمای غیر اوغان ( غیر پشتون ) ده چنگ فاشیست های اوغان گروگان ماندیم. بسیاری از بدبختی های که دامنگیر ما شده ، از خاطری اس که ما ده اسارت قبیله به سر می بریم . یک راه که جور نشوه و ما خوده از اسارت قبیله و اسارت فاشیزم و پشتونیزم خلاص نکنیم ، والله اگه هیچوخت روز خوشی ره ببینیم . نوروز های ده خون تر می باشه ، بهار های ما از شادی تهی می باشه ، سال از پشت سال تیر میشه و ما و شما همی رقم بدبخت و در به در و خاک به سر که استیم ، می باشیم .
تاجیک و هزاره و اوزبیک و ترکمن و بلوچ و دگه و دگه باید خوده از زیر یوغ برده گی و وحشت قبیله بیرون کنن . خوده تا حد امکان بر مقدرات خود حاکم بسازن . یک سیستم و حالتی ره بیارن که هیچکس نتانه سر کسی دگه بابایی و فرمانروایی کنه . اوکه میخایه ده قالب قبیله بمانه ، خدا برش مبارک کنه ، مگم ما هم حق داریم که تکلیف خوده روشن کنیم .
به نظر مه ، بهترین وحدت ملی ، آزادی ملیت هاس. اگه بخواهیم که یک کشور واحد و تجزیه ناشونده داشته باشیم ، باید حق تعین سرنوشت به ملیت های مختلف داده شوه . حکومتداری و دولتداری به شیوه ها و شکل ها قدیم دگه ممکن نیس . باید از چرخاندن همه مسایل و جریانات و روند های تاریخی و اجتماعی و سیاسی به دور یک قوم خاص جلو گیری شوه . پشتون ها یک اقلیت استن ، مثل هر اقلیت قومی دگه حق دارن که بر سرنوشت خود حاکم باشن ، اما دست شان باید از امور زنده گی سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و دینی و غیره و غیره دگه اقوام ساکن کشور قطع و کوتاه گردد .
فاشیزم ــ پشتونیزم ـ اوغانیزم میخایه که ملیت ها و اقوام دگه منهدم شون ، در هویت اوغانی منحل شون ، حضور و وجود شان مطرح و محسوس نباشه . همی اس راه حل شان .
برعکس ، ما میخواهیم که هر ملیت و قوم هویت و فرهنگ و حضور و وجود منحصر به فرد خود را داشته باشن ، از انحلال و اضمحلال و انهدام اقوام ــ که خواست فاشیزم و اوغانیزم اس ــ جلو گیری شوه و همه مردم در یک فضای عدالت ملی ، عدالت اجتماعی ، عدالت سیاسی و عدالت های دیگر در صلح و صفا و آرامش زنده گی کنن . اینکه کدام راه حل بهتر اس ؟ داوری اش را می گذارم به شما .
بخشی از یک نامه ی من
در باب نگاه ما و شهید عبدالمجید کلکانی
دوستای عزیز و مهربان سلام و درود بر شما باد ،
ببخشین که چن روز باز هم در خدمت شما نبودم . علتش گرفتاری های همیشه گی اس که مه دارم و نمیتانم به این وبلاگ به درستی رسیده گی کنم . فاشیستک ها و پشتونیست های خاین حتمن خیزک و قرتک می زنن که دریادلی را گریختاندیم !
به هر صورت ، یک چیزک دگه نوشتیم و در آن مقام شهید عبدالمجید کلکانی را در نگرش انقلابی تاجیک محور خود اندکی بیان کدیم . همچنان در رابطه با اهمیت تجارب مبارزاتی دو فرزند قهرمان دیگر مردم تاجیک شهید مولانا بحرالدین باعث و شهید احمد شاه مسعود چیزهایی یاد کدیم که شاید برای تان جالب باشه .
برای خواندن نامه ام ، ایــــــنـــــــــــجـــــــــــا فشار دهید . تشکر از همراهی تان .
د "فارانیز " خیانت کارپوریشن اجنسی !
برادران " فارانی " یعنی " لالاها " را یک تعداد از شما ها می شناسین : لالا محمود فارانی ، لالا داوود فارانی ، لالا فاروق فارانی و لالا مسعود فارانی !
این برادرک ها ، هر چهارکش نام خدا آدمک های جالب جالب استن . گرچه سال ها هر کدامکش در هر راه روان بوده ، مگم فعلن نمونه ی درخشان یک جبهه سیاسی فامیلی ره به نمایش می گذارن.
لالا محمود فارانیش ، که نام مبارکشه زیاد کسا حتمن شنیده باشن ، همو آدمکی اس که ادای شاعری هم در می آوره ، چن چیزک هایی بسیار بی معنا هم ازش چاپ شده ، در زمان خدای بخشل سردار داوود ده دزدی گیر آمد و ده زندان جدید پلچرخی بندی شد و باز پسان ازونجه از راه گک کلکین خوده کشید و فرار کد و . .. .. بقیه داستانه میمانم به آینده ، همی شاغلی محمود فارانی که ادعای شاعری داشت و ده دزدی هم گیر آمده بود ، به حساب وابستگی سیاسی خوده به جناح " اخوان " زده بود ، با جمعیت اسلامی !
لالا داوود فارانیش ، که بازهم نامک مبارکشه زیاد کسا به یاد دارن ، نطاقی و چتاقی میکد ، خوب صدای رسا و پرطمطراق هم داشت ، خوده شوقی تاریخ میدانست ، یک نشریه ره هم یک یا دو شماره بیرون کد و این آغازاده هم بسیار کمالات داره ، ایش به حساب وابستگی سیاسی خوده به جناج " پرچم " زده بود !
لالا فاروق فارانیش ، که بازهم شما نامک مبارکشه خات شنیده باشین ، این بیادرک شان هم اکت های شاعرها ره میکنه و یگان چرت و پرته به نام شعر ده اینجه و اونجه نشر کده ، چن وختی هم ده زندان پلچرخی بندی بوده ، حالی اکت های تحلیلگر سیاسی و تئوریسن اجتماعی بودن را هم میکنه ، ای عالی جناب به حساب وابستگی سیاسی خوده به جناج " شعله " زده بود !
لالاگک دگیشان که هیچکس نام و نشانشه نشنیده ، یک آدمک بی کله و بی سویه و بی سواد ، مسعود جان فارانی نام داره . ایگکش ، ده ایوختا ایسو اوسو کله می جنبانه و یک گپ های میزنه که نه به قدکش میخوانه و نه به قواره گکش . شاغلی مسعودک لالا به حساب وابستگی سیاسی خوده زده به جناح " اوغان ذلت " !
یعنی که چهار " لالا " ده جهار جناح ، شهرت یافتن به نام چهار کلاه !
این روز ها که بازاز پشتونولی و پشتون سازی و پشتون بازی گرم اس ، هر چهار لالا ، از هر چهار جناح ، ده چهارراهی پشتونستان جمع استن و برای قبیله از دل و جان خدمت می کنن .
دزدی ها و چاقاقبری ها و خیانت های لالا محمودشه خو شما در تاجیک میدیا خاندین ( خاطرات ا. بایانی ) ، خیانت های دگرایشه هم بخیر آهسته آهسته خبر میشین . هر کدامش ، برای خود ، پیش مردم دوسیه ها دارن و دهها فقره خیانت به نام شان درج اس .
حالی ده ایوختا ،لالای بسیار درخشنده ی شان همو لالا گک بی نام و نشان شان یعنی مسعودک پارانی اس که اوغان ذلتی میباشه و فعلن همه لالا ها به چندین رشته و از چندین راه به اوغان ذلتی ها و مخصوصن با شاغلی حنیف اتمر وزیر داخله فعلی بسته می باشن !
اینکه شما در ایروز ها ده هر جایی می بینین که یکی از فارانی گک ها ظاهر می شن و ده زمینه های مختلف تئوری بافی می کنن ، مصاحبه کنن ، از خود ویدئو کلپ ها می سازن و غیره و غیره یک مساله تصادفی نیس ، این ها از طرف مامای بزرگ شان هدایت داده شده اند و امکاناتی هم در اختیارشان قرار داده شده اس .
البته و صد البته که مفعول مشهور صبورالله نیرم سیاه سنگ و دلال هفتاد و دو ساله اعظمک سیستانی بارکزایی ( شلغم سستانی) هم همرای چن ماده چوس دگه با همی باند جنایتکارهای قبیله پرست رشتک و بافتک دارن و شامل شبکه ی " فارانیز خیانت کارپرویشن اجنسی " می باشن !
فارانیز خیانت کارپوریشن ، شاخه ی از" پشتونیزم جنایت سندیکت" اس که پورتال تعفن خیز اوغان ترتر بزن آنلاین ( اوغان جرمن ) یکی از پایگاه های تبلیغاتی شان می باشه .
یکی از فعالیت های مهم " فارانیـــــز خیانت کارپوریشن اجنسی " در خدمت به "پشتونیزم جنایت سندیکت " این اس که بر علیه مخالفین فاشیزم و مخالفین پشتونیزم دسیسه سازی کنن و برای تخریب و ترور شخصیت مخالفین از هیچ پست فطرتی و دون مایه گی دریغ ندارن .
فعلن همی قدر بس اس . مقصد ایس که شما دوستای عزیز بفامین که توطئه ها علیه مه و دوستانم ، یک کارک فردی و تصادفی نیس . خیلی دست ها کار میکنن تا ما را از محیط انترنت گریزان بسازن و به سکوت و خاموشی وادار کنن . در آینده ، اگه وخت میسر شد ، مه افتضاح فارانی های حقه باز را به صورت مرتب و مستند بیشتر روشن خات ساختم . حالی فقط خواستم که یک " چوکه گک " ده بغل گرده شان کنم ، تا بفهمند که به چهار پای رفتن و پس لگدی پراندن ، ایتور یگان " میخ تبیله " خوردن هم داره !
رزم ما و خشم فاشیزم
پول ، پشتونولی ، پخپل سری
درویش دریادلی
دوستای عزیز ،
قرار معلومات که به من رسیده است ، همان شخص فاشیست پای دو شبکه فاشیستی سیاه سنگ - سیستانی که نوشته های سیاه سنگ مفعول را از شهر " زابل " به نام و ایمیل جعلی " نورالحق نسیمی " به کشورهای مختلف می فرستاد ، از آن کار فعلا دست کشیده است و ماموریتش به عهده یک شخص دیگر در شهر ..........
قبیله پرست میخواهد همانگونه که در دو سد و پنجاه سال گذشته " راج " کرده است ، باز هم بی خیال راج کند . تاراج کرده است ، چور و چپاول کرده است ، مالیه نداده است ، خدمت سربازی نکرده است ، زمین های حاصلخیز مردمان بومی خراسان را غصب نموده است ، مفت خورده است ، طفیلی زیسته است ، نه زراعت داشته است ، نه صنعت داشته است ، نه هیچ مسوولیتی را پذیرفته است ، فقط خوش خورده است ، بالا نشسته است ، توپک( تفنگ ) بر شانه ، نصوار در دهن ..............
برای خواندن این نوشته ایـــــنــــــجـــــــــا فشار دهید.
یک پیام : مبارزه علیه فاشیزم ادامه دارد !
درویش دریادلی
دوستان عزیز ، همدیاران گرامی از مردمان تحت ستم ، آزاده گان تاجیک !
نمیخواهم برای فاشیست های پشتون سخنی بگویم . سخن من برای تاجیکان دلیر و دیگر مردمانی است که در دو سد و پنجاه سال گذشته تحت ستم قبیله پرستان وحشی قرار داشته اند . پشتون ها ، خوب و بدش ، گوش ها را پنبه زده اند ، حرف راست را که زشتی گفتار و کردار تاریخی شان را نمایان می سازد ، نمی خواهند بشنوند و بپذیرند.
پشتونی چون صبور الله سیاه سنگ که .. برای خواندن ادامه مطلب اینـــــــــجــــــــــــا فشار دهید .