تبليغاتX
آزادی ( دمی با درویش دریادلی )

آزادی ( دمی با درویش دریادلی )

نگاه انتقادی در گستره ء تاریخ ، فرهنگ و سیاست

گپک و سخنکی با دوستا

 

 

 

توجه  -  تو جه :

یک نوشته ای بسیار جالب از آقای " عطا خیل " در تارگاه " کابل پرس " نشر شده است که سیاه سنگ حرامی را نسق ساخته . شما همونجه برین ، مقاله ره بخانین و اگه میخایین که دنیا گُل و گلزار شوه ، در همونجه تاکه می تانین به زبان ادبی و شاعرانه ، صبورک ِ سفید سنگه  نوارش بتین تا بفامه که یک نان چند فتیر اس و مزه ای زیر  ِ پای فاشیست های اوغان ذلتی افتادنه بفامه . اینجه گکه دکه  بتین.

آقای عطاخیل عزیز ، آفرینت کتی همی نوشتیت که دشمنه بیخی ضربه ای فنی کدی . خراب نشی .

 

 گپک و سخنکی با دوستا

 

دوستای عزیز و گرامی و شیرین و مهربان !

این گپ خو برای تان مالوم اس که مه همگی تانه بیحد و اندازه دوست دارم . تبعیض و دو بینه گی ده کار مه نیس . هر کس که دستش به خون مردم تر نباشه ، هرکس که وطنفروش و خاین نبوده باشه ، اگه ضد فاشیزم اوغانی مبارزه میکنه ، دوست و یار  ِ  مه اس .

یک گپ باید برای همه عزیزا روشن باشه که مه به مسایل شخصی و جنجال های خصوصی هیچ کس علاقه ندارم  و بسیار ناراحت می شوم که در بین کسایی که در یک خط فکری و مبارزاتی حرکت می کنند ، کشیده گی ها و آزرده گی های بسیار عمیق پیدا میشه که آدم از یافتن راه حل برایش عاجز میمانه .

مه همرای شما بسیار صادقانه گپ می زنم . در همی چند روزی که مه باز به کار شروع کدیم ، تیلفون و ایمیل زیاد گرفتیم . همگی دوستا ابراز خوشی و خرسندی می کنن و به مه وعده ای همکاری و همراهی میدهند و واقعا مرا ممنون و مدیون خود ساخته اند . به ویژه چند نفر که پروانه وار می تپند و فعال استند که کار بخیر بهتر و منظم تر شود . من هر گام و هر اقدام دوستانه و انسانی هر عزیز ِ مهربان را می بینم و برایم ارزش بسیار دارد . اما در عین زمان به یک مشکل روبرو استم :

برخی از  دوستایی که با مه همکاری و همراهی می کنن ، از مه میخاین که همه کارهایم را مطابق خواست و نظر آنها تنظیم کنم و با کسایی که ایشان میخاین رابطه داشته باشم ، با کسایی که نمی خواهند باید هیچ کار و غرضی نداشته باشم . در حالیکه آن کسانی که ایشان دوست نمی دارند هم مانند ایشان انسان های مثبت و فعال و در یک خط مبارزه با ما استند . حالا  مه حیران استم که چی کنم ؟ خدا شاهد اس که مه نمیخایم که هیچ کدام از همی دوستا از مه خفه و آزرده شون  و همچنان نمی خایم که در چنان یک وضعی قرار بگیرم که مجبور به انتخاب این یا آن شوم .

مه از همه دوستای عزیز که واقعا انسان های خوب و ارج مند و دوست داشتنی استند خواهش می کنم که موقف مه را درک کنند و از مه این توقع را نداشته باشن که کاملا مطابق نظر آنها با دیگران رفتار کنم.

مه نمیخایم و نمی تانم که با هیچ یک از دوستایی که به خاطر منافع مردمم تلاش می کنن جنگ و دعوا های دشمنانه داشته باشم . شاید شکر رنجی ها و دلگرفته گی هایی در جریان کار خلق شوه ، مگم حساب دوست از دشمن جداست .

اگه شما مرا دوست دارین ، خواهش مه از شما عزیزا ایس که کینه و کدروت و دل آزرده گی از دوستا را از خود دور بسازین و بیایین که ما همه یک مشت و یک دست باشیم و در مقابل دشمن مشترک خود درست و جدی مبارزه کنیم . حالا وخت این نیس که اختلافات سلیقه ای و مسایل فرعی و بی ارزش را بزرگ سازیم و به فرق یکدیگر بکوبیم . شما یک بار به طرف اوغان ذلتی ها  و دگه فاشیست های اوغان نگاه کنین  ، همو فاشیست های اوغان که همه چیز شان ضد انسانی و برای نابودی ماست ، چقدر گذشت دارند و به خاطر منافع قومی خود یک دل و یک جان باهم کار می کنن و از برکت همو گذشت و دور اندیشی شان اس که امروز به کجا رسیده اند و ما که همیشه پیش پای خود را می بینیم و گذشت و دور اندیشی نداریم ، اینطور دربدر و سرشکسته و پراگنده و بی امکانات مانده ایم . ما همه اش چقدر آدم فعال و بیدار داریم که با همین یک عده ای انگشت شمار نیز هر روز مشکل خلق کنیم و توقعات بیجا داشته باشیم ؟ همگی آدم ها یک رقم نیستند . این نمی شود که مه یکی را به خاطر چاقی اش از خود برانم ، یکی را به خاطر لاغری اش از خود دور بسازم ، یکی را به خاطر اینکه سرش طاس اس ملامت کنم ، دیگری را به خاطریکه شمکش کلان اس در مجلس خود راه نتم ، یکی را به خاطریکه رویش غارغاری و چیچکیس قبول نداشته باشم و دیگری را به خاطریکه بسیار کاکه و به مُذ روز اس و موی های خوده سه رنگ و چار رنگ میکنه از خود برنجانم و ... دگه خی کی میمانه ؟

شما اگه نمی تانین که همی گپای مره قبول کنین ، مه از شما کدام گلایه و شکوه نمی کنم . اما شما هم از مه این توقع ره نداشته باشین که هیچ قدمم را خلاف میل شما نگذارم .

در کارهای مبارزاتی و فرهنگی که مه در پیش روی دارم ، حتمن به یاری و همکاری همه دوستا نیاز میداشته باشم . اما مه به هیچ صورت در بدل یاری و همکاری هیچ کس آزادی فکر و عمل خود را قربانی نمی کنم .

مه برای گروپک سازی و پره و جمپه جور کدن در میان همرزمان و همفکرانم نیامده ام . مه به فکرهای دیگری استم که به فرد فرد تاجیک  ِ بیدار و مبارز ، به هر فردیکه برای نجات از ستم فاشیزم اوغانی مبارزه میکند نیاز دارم و میخواهم با هر یک شان دست دوستی و همرزمی بدهم . مهم نیس که میان ما تفاوت های ذوقی و برداشت های مختلف در زمینه های فرعی وجود داشته باشه . صدای مه ، صدای بهم پیوستن ، صدای فشرده شدن ، صدای همگامی است .

این را هم به صراحت اعلان می کنم که عزیزا ، مه به خاطر هیچ آرمانی ، به خاطر هیچ هدف و مرامی ، با انسان های خاین و آدمکش و غداری که در قتل انسان های معصوم و تباهی خاک ما دست داشتند ، همدست و همراه نمی شوم . مبارزه ایکه باعث شود مه با جنایتکاران همدست شوم ، از آن مبارزه قطعا تیر استم و یک گام هم در آن به پیش نخات رفتم . تنهایی بهتر اس ، خاموشی بهتر اس ، در یک گوشه نشستن بهتر اس از آنکه آدم همه اصل ها و ارزش های انسانی را به خاطر یک هدف زیر پا کند .

اگر مبارزه ای من ، با دوری از جنایتکاران ، حاصلی نداشته باشد ، من پروایش را ندارم . مه اگر یک نفر هم باشم . همین کارکی را که از دست خودم ساخته است به تنهایی پیش می برم ، اما برای لا و لشکر داشتن ، با هر وطنفروش و قاتل و بی وجدانی همدست نمی شوم .

مه همیشه گفتیم ، باز میگویم که : سر  ِ  زاغ ، بودنه گرفته نمیشه !

مبارزه ای انسانی ، مبارزه ای پاک ، انسان پاک می خواهد . با آدمک های داغی ، دغل باز ، خود فروخته ، اخته شده ، در جنایت آغشته و در قتل و تباهی مردم دست داشته ، هرگز و هرگز کسی نمی تواند یک حرکت عادلانه و انسانی را به راه اندازد .

سیاهی لشکر ناید به کار

که صد فرد جنگی به از صد هزار !

خدا کنه که همی کپک هایم سر  ِ  هیچ دوست عزیزم بد نخورده باشه . واقعا هیچ شخص معینی هدفم نیست. همینطوری عام  با شما درد دل کردم تا شما همه موقفم را دریابید و بفهمید که مه چی رقم فکر میکنم .

 

+ نوشته شده در  Wed 15 Oct 2008ساعت 1:22 AM  توسط دریادلی  | 

من تاجیکم . ...

 

  

دوستا توجه کنین :

یک نبشته ای جالب از عزیز ما بهار چوپان را بخوانید . اینجه گکه دکه بتین .

 

 

من تاجیکم ....

 

سلام و درود ، آهنگ و سرود ،

در همی چند روز  به خیالم که دشمن خوش نبود . چرا که در پیامخانه می آیند و  با دست های لرزیده پیام های  عالمانه ، شاعرانه و سیاه سنگی  می نویسند : دو ، دشنام ، تهدید ، اخطار و . . ..

مه از قف های دهان شان میفامُم که دل ِ شان به ترقیدن رسیده است . بازگشایی وبلاگ آزادی و گشایش تارگاه ء تاجیک میدیا ، بر سر  ِ زبان هاست . تاجیک ها و دیگر فارسی زبان های ضد فاشیزم اوغانی ، بسیار خوش استند ،  پیام های تبریکی روان می کنند و پشتیبانی قاطعانه ای خوده اعلان می نمایند . مگر دشمنان ما ، دلترق شده و وضع شان خراب است .

فاشیست های اوغان ، خود شان ، پشتو تولنه داشتند ، پشتون ژِغ داشتند ، پشتنی تجارتی بانک داشتند ، پشتونستان وات داشتند ، فروشگاه پشتون داشتند ، پشتون مارکیت داشتند  و حالا هم دهها چیزی دیگر مثل تول اوغان و غورزنگ و چه و چه های دیگر دارند ، هیچ کس برای شان نگفت که چرا شما نشریه ها ، رادیو ها و موسسات و غیره و غیره را به نام قبیله و قوم تان می مانید؟ چرا اینقدر پشتو ، پشتون ، پختنو ، پشتانه و  .  . . قلقله می کنید ؟

حالا برای من می نویسند که : این چسپیدن به نام تاجیک ، یک رذالت است ، تفرقه اندازی است ، توطئه ای بیگانه هاست !

می خواهم از عالی جنابان بپرسم که چرا " پشتو تولنه " داشتن رذالت ،تفرقه اندازی و توطئه ای بیگانه نبود که چسپیدن به نام تاجیک است ؟ چرا  " پشتون ژغ " داشتن رذالت ، تفرقه اندازی و توطئه ای بیگانه نبود که تاجیک میدیا داشتن است ؟

من به این قفکرده دهنان ِ  یاوه سرا ، میگویم که : میخواهید از بغض و عقده و خشم بترکید ، میخواهید تمام دستگاه های ترور و دشنام و تهمت سازی تان را باز هم علیه ء من بکار اندازید ، من به میل شما رفتار نخواهم کرد و از هویت انسانی ، زبانی و قومی ام  انکار نخواهم ورزید. اینکه این کارم   برای شما فاشیست های اوغان ذلتی و دیگر شبه روشنفکران بیمار پشتونیست قابل پذیریش نیست ، مایه ای خوشی و سرفرازی من می باشد .

شما بیمار های جنون زده ای عاشق سلطه گری ، شما عامل ِ همه پسمانی و فاجعه و دربدری ، چرا از سر  ِ کل ِ  ما دست بردار نمی شوئید ؟ تا چه وقت میخواهید که ما به فرمان شما زند ه گی کنیم ؟ بروئید ، تف تان را به روی بابا های جنایتکار ، به روی شاهان ِ غدار ، به روی رهبران دهشت افگن و جهل پرست و بیمار تان بیاندازید . شما ، ما را ، به خاطر  به کار برُد نام تاجیک سزوار تف باران می دانید ، اما از ما توقع دارید که به خاطر همه جنایت ها ، به خاطر همه نام زدایی ها ، به خاطر همه جعل کاری ها ، به خاطر همه ظلم و قساوت و خودکامه گی های تان مهر سکوت بر لب زنیم ؟

میمیرید یا زنده میمانید ، مرا باکی نیست . آری ، در گذشته هرگز از قوم و تبار و محل و سمت و این چیزها یاد نمی کردم و کسی از زبانم نشنیده بود که من کجایی ام و از کدام قوم . شما حالا حیف و افسوس نکنید که چرا همانطور نماندم ، چرا امروز اینطور هویت قومی و زبانی ام را مطرح می سازم و به آن افتخار می کنم . ازین بابت افسوس نخورید . من مثل شما فاشیست و عظمت طلب نیستم که برای حذف نام و هویت و فرهنگ و حقوق انسانی دیگران کار کنم . شما اگر صداقت دارید ، بروئید در مقابل اوغان ذلتی های تان ، در مقابل سورخلقی های فاشیست تان ، در مقابل آن همه پشتونیست عظمت طلب و جنون زده ای تان بایستید و برای آنها بگوئید که اگر پشتونولی خود را می پرستند و خود را برترین  ِ عالیمان می دانند ، دست کم  آن چنان دیوانه وار در پی نابودی و حذف دیگران نباشند . شما شبه روشفکران پُر ادعا و میان خالی ، یکبار مرد شوئید ، یک مقاله ، یک اعلامیه ، یک اعتراض نامه بر علیه جنایات قومگرایانه و فاشیستی قلدران تان بنویسید ، آنگاه اگر اینجا هم آمدید و مرا طعنه زدید و کنایه ها گفتید و کف دهان تان را افشاندید ، من به شما چیزی نخواهم گفت .

 من شما به اصطلاح روشنفکران فراقومی و بی قوم  پشتون را هم خوب می شناسم و میدانم که این همه اداهای تان چقدر کاذب و دروغین و شیطانی است . شما مار های آستین، بشکه های زهر و کینه و عقده استید و هر قدر که ماسک بی قومی و فرشته بوده گی را به رخ کشید ، در فرجام ، در لحظه های حساس ، همان جوهر اصلی و سیاه و فاشیستی تان هویدا میگردد . 

برای من اشک تمساح نریزید ، اینجا نیایید و به من پند و اندرز ندهید . هر وقت شما یک صد و ده وبسایت پشتونی و پشتو و پشتونخواه تان را بستید ، هر وقت شما از نام اوغان = پشتون تان گذشتید ، هر وقت شما طوق لعنت نام جعلی و تحمیلی" اوغان" را از گردن مردم برداشتید ، هر وقت از فتنه گری برای تحمیل هویت خود بر دیگران دست کشیدید ، هرگاه ستم تاریخی قوم تان را بر همه اقوام ساکن در اوغانستان متوقف ساختید ، آنگاه من هم طبق فرمایش شما ، دنبال مسایل قومی و زبانی نمی گردم . اما اکنون و تا آن زمان ، من به کوری چشم شما ، خودم را همانی که هستم میخوانم :  من تاجیکم ، زبانم پارسی - دری ، سرزمینم خراسان !

این را اگر می پذیرید ، خوب و خوش ، اگر نمی پذیرید ، بروئید به جهنم !

 

 

+ نوشته شده در  Sun 12 Oct 2008ساعت 0:19 AM  توسط دریادلی  | 

ما تاجیک ها باید به خود آئیم

 

 

 ما تاجیک ها باید به خود آئیم !

حالا شما  بروئید و تا توان دارید  فاشیزم سمسوری - اوغان ذلتی را افشاء سازید . از مردم تان دفاع کنید . دشمن با تمام نیرو و امکاناتش برای درهم کوبیدن ما مردم کمر بسته است . تاجیک ها باید بیدار شوند ، باید خطر فاشیزم قبیله به مردم گفته شود . باور کنید که این بار مثل سابق نیست . شما اگر اوغان ذلتی ها را درست بشناسید و بفهمید که چگونه میخواهند با اتکاء به نیرو های خارجی ، مردم غیر پشتون  اوغانستان را به صورت مطلق به قیمومیت و تابعیت خویش وادارند ، در این مساله  با من همنوار خواهید بود.  ما هر روز نشانه های بارز وحشیگری فاشیست های قبیله گرای سمسوری - اوغان ذلتی - طالبی - سور خلقی را به روشنی می بینیم . باید دست بکار شوئیم . آرام نشستن ، بی تفاوت بودن ، نظاره کردن ، تنها گلیم خود را از آب کشیدن ، برای ما حرام است ، خیانت است . ما باید به هر ترتیبی که شده ، از جای بجنبیم ، حرکت کنیم ، جلو خیانت های بزرگ و جبران ناپذیر فاشیزم قبیله را بگیریم . زبان ما ، فرهنگ ما ، نوامیس تاریخی ما ، همه دار و ندار ما به مثابه یک ملیت و یک قوم در معرض  انهدام و حذف شدن است .  باید صدای خود را بلند و بلند تر سازیم . کسی دیگری در غم ما نیست . چشم امید به چند تا به اصطلاح روشنفکر پشتون ِ ظاهرا  فراقومی که مدعی بسیار گپ های دهان پُرکن و میان خالی استند نباشید . پشتون اگه در آسمان هم برود ، همان پشتون است که در عمق روح و ذره ذره ای جانش حس خود بزرگ نگری ، حس ِ از دیگران برتر بودن ، حس  ِ مستحق رهبری و حاکیمت بودن  اجین شده است . اینها ، در هر حالتی که باشد ، چهار چشمه نشسته اند که ما تاجیک ها ، هزاره ها ، اوزبیک ها و دیگر مردمان تحت ستم چه میگوییم و چه می نویسم که بر ما بشورند و بتازند و محکوم مان سازند که سخن از جدایی و تفرقه و انشعاب و پراگنده شدن می زنیم . در حالیکه همین به اصطلاح روشنفکران قلابی و پُر ادعا سالهاست حزب اوغان ذلت خاین و میهن فروش را می بینند و حرفهای پشتونیست های فاشیست را می شنوند ، اما یک روز و یکبار نشد که به شورش آیند و یک مضمون و مقاله ای در نکوهش آنها بنویسند . من ، خودم ، قطعا و به هیچ صورت ، هیچ امیدی به روشنفکر و تاریک فکر پشتون ندارم . اینها همیشه و در طول دو صد و شصت سال به سر  ما خینه مالیده اند ، ما را فریب داده اند ، گپ از وحدت و برادری زده اند ، اما همه چیز ما را به تاراج برده اند. ما امروز از همه چیز خود بریده شده و  تنها ، مانده ایم . از هر طرف هم به فرق ما کوبیده می شود که این گفتی و آن کردی .

حرف ِ من این است عزیزان که ما باید به خود آئیم . امروز دنیای جان به جان است . هرکس در غم خود است . تنها ما تاجیک ها استیم که قرار نشسته ایم که انشاالله وحدت ملی برقرار می شود و ملاعمر و ملا کرزی و ملا احدی و ملا وردک و ملا زردک  یک اقدام انسانی و ملی را انجام خواهند داد . تاجیک ها هیچ ندارند . نه یک حزب ، نه یک سازمان ، نه یک اتحادیه ، نه یک مرجع ایکه از آن طریق صدای حق طلبی شان بلند شود . تا چه وقت اینطور باشد ؟

خیر و فلاح و صلاح  ِ  کار ما  همین است که اول و پیشتر از هر چیز دیگر ، خود را سر و سامان بدهیم . بعد در جهت همراهی ، همسویی و اتحاد   با همدردان خودمان ، با دیگر مردمان تحت ستم و ظلم  حرکت کنیم .  کسانی که هنوز هم فریب چرب زبانی های دیگران را میخورند و فکر می کنند که لازم نیست ما از ملیت خود ، از منافع خاص قومی خود ، از زبان و هویت خود سخن زنیم ، بزرگترین جفا را به ما روا میدارند. از این ورطه ها و دام ها باید رست و دور شد .

در افغانستان بد حالتی است . ظلم و وحشی گری و شقاوت و بی بند و باری فاشیزم روز به روز ابعاد گسترده تر یافته است و مظلومیت ، بی امکاناتی ، فقر و در به دری مردم ما نیز وحشتناک و جان سوز می باشد . فاشیست های قبیله در هر شهر و دهاتی ، هر چه دل شان خواست می کنند ، کسی نیست که جلو شان را بگیرد .

طالب ، اوغان ذلت ، سورخلقی های پشتونیست ، گلبدینی ها و دیگر و دیگرانش ، همه یک دست و یک مشت استند . جنگ های شان ، نزاع های شان ، چند دسته گی های شان ، همه و همه یک نمایش است و به هدف خاص و با برنامه ریزی بسیار دقیق صورت میگیرد .

شما به زودی شاهد خواهد بودید که سر همه ای شان از یک یخن بیرون میشود . امریکا و انگلیس و دیگر کشور های غربی برای حفظ منافع خود ، برای حفظ پاکستان ، برای رفع بحران امنیتی در پاکستان ، برای خوش سازی ارتشی های لجوج پاکستان ، برای آرام ساختن دهشت افگنان ِ پشتون در آن سوی سرحد ، میخواهند اوغانستان را به دست همین پاده های وحشی دهشت افگن و فرهنگ شکن بسپارند . کُل گپ این بود که همان پروژه ء طالبان در مسیر اصلی خود برگردد و اوغانستان تحت اداره ء ارتشی های پاکستان و فاشیست های قوم پشتون باشد . برای رسیدن به این هدف مهم ، کار هایی لازم بود ، از جمله به شهادت رساندن قهرمان بزرگ مردم ما احمد شاه مسعود ، آن کار ها را کردند ، از سمت شمال و نواحی مرکزی اوغانستان خاطر خود را جمع ساخته اند ، سرکشان رفتند ، سرسپرده گان ساخته شدند ، نه اسلحه ماند ، نه سازمان های که بتواند مردم را در برابر شان بشوراند . حزب اوغان ذلت در پیش ، با همه پروفیسورها و پوهاند ها و پوهندوی ها و تئوریسن هایش ، طالب و گلبدین و حقانی و دیگران هم همه درقفا ، با انبار سلاح و توپ و تفنگ و زراد خانه های شخصی و تنظیمی و دولتی در دست شان . هوا پیما های جنگی و بم افگن های " بی ۵۲ " هم برای یاری شان حاضر و آماده .

جلال الدین حقانی کسی است که یک وقتی گفته بود : مرا بگذارید که بروم و شمالی را نه تنها از سکنه و انسانش خالی سازم ، بلکه درخت و تاک و  سنگ و کوه اش را هم از جای میکشم که غیر از چُقری دیگر چیزی ازش باقی نماند !

حالا جلال الدین حقانی بر میگردد ، گلبدین برمیگردد ، ملاعمر و ملاضعیف و دیگر و دیگرانش همه برمیگردند و عجبا که به اصطلاح زعمای فخیم و بزرگ  ملیت های تحت ستم نیز از این حالت اظهار رضایت و خوشنودی می کنند !

یک اقلیت کوچک قومی ( پشتون ها= اوغان ها )  در دو صد و شصت سال قادر بود که تمامی باشنده گان سرزمین ما را به بند کشد و اسیر و برده ای فرمانبر خویش سازد . این تکان ها و دگر گونی هاییکه در اوغانستان رخ داد و به گفته ای انور الحق احدی باعث زوال حاکمیت پشتون ها( اوغان ها ) گردید ، برای آنها یک امر ساده و قابل قبول نبود .

 برای احیای حاکیمت مطلقه و قبیله ای خویش دیدیم که چه کار ها و ترفند های را در پیش گرفتند و هنوز هم چه زبونانه تلاش دارند که آب های رفته باز به جوی های حقیری که آنها میخواهند بازگردد !

ما چه می کنیم ؟ در کله ای همدیگر می زنیم !

 

+ نوشته شده در  Tue 7 Oct 2008ساعت 8:37 AM  توسط دریادلی  | 

مژده

 

 

به نام خدا

مژده به آزاده گان تاجیک

 همتباران عزیز ، تاجیک های دلیر و آزادیخواه  !

 به شما مژده مید هیم و به آگاهی تان می رسانیم که برای بازتاب  بیشتر تاریخ ، فرهنگ و مبارزات شکوهمند شما مردم نجیب و به خاطر یاری رساندن به مبارزه ای مرگ و زنده گی که هم اکنون در اوغانستان و دیگر مناطق جهان پیش روی داریم ، یک وبسایت نو در شبکه ای جهانی انترنت به وجود آورده ایم . نام این وبسایت جدید  "تاجیک میدیا " می باشد .   

هرچند که وبسایت " تاجیک میدیا " هنوز در مرحله ای ساختمان است ، به خاطر خوشی شما عزیزان  و به ویژه به خاطر خوشی جوانان ارجمند تاجیک که به این مساله بیشتر از دیگران علاقمندی دارند   ، این خبر را نشر می کنیم .

نشانی " تاجیک میدیا " :

www.tajikmedia.com

برای دیدن تاجیک میدیا اینجا را فشار دهید .

زنده باد مردم قهرمان تاجیک !

برقرار باد وحدت داوطلبانه ای ملیت های تحت ستم در اوغانستان !

مرگ به آنانی که برای نابودی هویت و زبان تاجیک ها و دیگر ا قوام  تحت ستم  در اوغانستان تلاش می کنند !

مرگ بر فاشیزم در هر رنگ و چهره اش !

مرگ بر فاشیزم پشتونی – سمسوری قبیله پرستان در اوغانستان !

نفرین به اسارت ، تحسین به آزادی

از طرف مدیریت تاجیک مدیا

 

 

+ نوشته شده در  Sun 28 Sep 2008ساعت 9:30 PM  توسط دریادلی  | 

جنایت فاشیزم قبیله در بلخ

تعطیل دانشگاه بلخ پس از جنجال تغییر تابلو
 
یک روز پس از برخورد پلیس با گروهی از دانشجویان در شهر مزار شریف، گزارش شده که دانشگاه بلخ تعطیل شده و هیچ کسی به کلاسها (صنف ها) نرفته است.

این جنجال روز گذشته پس از آن آغاز شد که پلیس بلخ به دانشجویانی که می خواستند یک تابلو فارسی دری، به تابلو فعلی دانشگاه که به زبانهای پشتو


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Fri 26 Sep 2008ساعت 7:51 AM  توسط دریادلی  |