نوروز
باز هم نوروز مبارک !
دوستای گرامی و محترم ،باز هم نوروز و سال نو ۱۳۸۸خورشیدی ره بر تان تبریک میگم.
نوروز ها میاین و میرن ، مگم روز مردم ما نو نمشه . همو خرک و همو درک اس ، همو آش اس و همو کاسه . یک خاین پس میشه ، یک خاین دگه ده جایش میشینه . مخصوصن به مردم تاجیک و دگه مردمای تحت ستم هیچ روشنی به نظر نمی رسه . فاشیستا چار دست و چارپای در قدرت چسپیدن ، کرزی ، خلیل زاد ، احمد زی ، شیرزی ، احدی و دگه و دگیش همگی شان کاندیدای ریاست جمهوری استن . همی حالی هزار رقم غداری و خیانت از طرف فاشیست ها و پشتونیست های پست فطرت بر محکم کدن قدرت ده دست خود شان جریان داره .
ازو گپا که تیر شویم، گپ بسیار جالب ایس که فاشیست ها ، تمام قهرمانان واقعی اقوام دگه ره شب و روز میکوبن و دشنام میتن ، اما شما شاهد استین که از یک فاشیست ، خاین ، ظالم ، دیوانه و کسی که ده برباد ساختن و تباهی اوغانستان نقش بسیار اساسی و تعین کننده داشت ، یک قهرمان می سازن . معلوم نیس که استخوان های چی ره یا کی ره از کدام جای کشیدن و به نام استخوان های داوود دیوانه، به هزار دبدبه و سامانه ، دفن کدن .
کار فاشیست ها و پشتونیست ها ، همیشه همی رقمی اس . صبورالله نیرم مفعول سیاه سنگ خاین و پست فطرت که خوده سالها ده پوست تاجیک ها و فارسی زبان ها زده بود ، ماه ها در خارج هلهله براه انداخت که " سردار داوود خان " چطور کشته شد ؟! دگه فاشیست های پشتونیست جنون زده شان ده کابل هیاهو های دیوانه وار را به راه انداختن که قبر داوود دیوانه ره پیدا کنن ، تا مثل همیشه از کاه خود کوه بسازن ، هیچ خوده همه چیز جلوه بتن .
داوود دیوانه ی دیره دونی ره همه مردم می شناسن . یک آدم ظالم ، جابر ، خود خواه ، جاه طلب ، خود کامه ، مطلق العنان ، دیکتاتور و فاشیست که نه سواد درست داشت ، نه چندان عقل و منطق داشت ، حتا قادر نبود که یک بیت از شعر اقبال لاهوری را که هزار دفعه برش تکرار کده بودن درست بخواند و در همان زمان اقتدارش همه روشنفکرای اوغانستان سرش ریشخندی میزدن . هر کس که کسی دگه ره می دید به شوخی و به شکل " پرزه " میگفت " بــــپـــروازا " ! ( به پرواز آ و شاهینی بیاموز ــ تلاش دانه در خاشاک تا کی ) .
حالی ، شما تماشا کنین که همو خاینه که هیچ کاری به نفع مردم نکده بود و اوغانستانه ده کام روس درون کد ، زمینه های بربادی های بعدی ره با جاه طلبی ها و چپه مغزی ها و دیوانه گی های خود فراهم ساخت ، قهرمان می سازن !
داوود دیوانه ره به نام اولین رئیس جمهور و چه و چه یاد می کنن ، که گویی کدام شهکار کده بود . ده یک سازک بازی خانواده گی و برای حفظ قدرت خاندانی ، یک بچی کاکا رفت به اروپا ، دگه بچی کاکا به تخت شیشت و نام خوده رئیس جمهور ماند ، مگم ظلم و دیکتاتوری اش صد چند زیاد تر از پادشاه بود و جمهوری نامنهادش هیچ تفاوتی اساسی و در ماهیت با نظام شاهی نداشت . به گفته ی مردم همانوخت ، کل ِ کله جوچه رفت ، کل ِ کله کته ده جایش شیشت !
داوود دیوانه ، بهترین رفیقا و مصاحب ها و وزیرای دلخواه و قابل اعتمادش همگی سگ بازا و چرسیا و بنگیا و بیسواد ها بود . رسولی ، قدیر و دگه و دگیش ، یک نفر درست و آدم صفت ده دور داوود دیوانه دیده نمی شد .
اگه جمهوری واقعن جمهوری می بود ، اگه عوض داوود دیوانه کدام آدم درست در راس قدرت می بود ، اوغانستان به ای حال و روز نمی رسید ، حتا همو ظاهر شاه عیاش و بیکاره و زنباره و کله پوچ ، هر چه بود ، از داوود دیوانه کده هوشیار و سیاستمدار بود .
فاشیست ها و پشتونیست ها حالی دل شان اس که ده پهلوی بابا های تقلبی و جعلی و زوره کی خود یک بابای دگه ره هم اضافه کنن . داوود دیوانه ی که قاتل صد ها نفر بود ، اوغانستانه به طرف بربادی سوق داد ، باید به نام یکی از خاینان تاریخ شناخته شوه ، پشتونیست ها میخاین به آسمان بالا کنن.
از احمدخان ابدالی ملتانی شان گرفته تا همی داوود خان دیره دونی شان ، همگی از یک سر ، همی رقم تقلبی و جعلی و به زور و غداری بابا و غازی و چه و چه ساخته شده اند .
سیاه سنگ مفعول داوود دیوانه ره بت ساخته و پرستش میکنه ، شلغم سیستانی دلال ، هر روز شیشته شاه شجاع و دوست محمد و پاینده محمد و فتح خون آشامه از گور تاریخ میکشه و تجلیل میکنه و بت میسازه و پرتش میکنه تا یک آبرویی برای قبیله دست و پا کنه .
بدا به حال ما که ده چنگ فاشیزم و پشتونیزم گرفتار ماندیم . خوده تکان هم نمیتیم که به این مصیبت دو صد و شست ساله پایان بتیم و یک رقم شوه که ما مردم غیر اوغان بدون زنجیر و زولانه ی قبیله ، برای خود یک زنده گی درست و انسانی بسازیم . معلوم نیس که ما تا چی وخت باید ایرقمی عذاب بکشیم ، ستم بکشیم ، بربادی پشت بربادی ره تجربه کنیم و اسیر وحشت قبیله باشیم ؟ چند صد سال دگه باید رنج ببریم و همی رقم ده جای بخشکیم و هیچ حرکت به طرف ترقی و بهروزی نداشته باشیم ؟
همی لحظه چشم هایتانه واز کنین ، ببینین که کی ها همه کوشش ها و تلاش های ملی و بین المللی ره عبث می سازن ؟ کی ها مشغول جنگ و حمله های انتحاری و مکتب سوزانی و سر بریدن و هیرویین فروختن و دز و دوز استن ؟ جنگسالاری کی میکنه ، قاچاقبری و کشتار و حملات انتحاری کی میکنه ؟ دروغگویی ، ده جان زنی ، مکاری و غداری کی میکنه ؟دگه صد ها پدرنالتی و کلاهبرداری کی میکنه ؟
مه برتان همطور صاف و ساده و روشن میگم که تمام فساد ده پای قبیله و قبیله پرستان اس . ما مردمای غیر اوغان ( غیر پشتون ) ده چنگ فاشیست های اوغان گروگان ماندیم. بسیاری از بدبختی های که دامنگیر ما شده ، از خاطری اس که ما ده اسارت قبیله به سر می بریم . یک راه که جور نشوه و ما خوده از اسارت قبیله و اسارت فاشیزم و پشتونیزم خلاص نکنیم ، والله اگه هیچوخت روز خوشی ره ببینیم . نوروز های ده خون تر می باشه ، بهار های ما از شادی تهی می باشه ، سال از پشت سال تیر میشه و ما و شما همی رقم بدبخت و در به در و خاک به سر که استیم ، می باشیم .
تاجیک و هزاره و اوزبیک و ترکمن و بلوچ و دگه و دگه باید خوده از زیر یوغ برده گی و وحشت قبیله بیرون کنن . خوده تا حد امکان بر مقدرات خود حاکم بسازن . یک سیستم و حالتی ره بیارن که هیچکس نتانه سر کسی دگه بابایی و فرمانروایی کنه . اوکه میخایه ده قالب قبیله بمانه ، خدا برش مبارک کنه ، مگم ما هم حق داریم که تکلیف خوده روشن کنیم .
به نظر مه ، بهترین وحدت ملی ، آزادی ملیت هاس. اگه بخواهیم که یک کشور واحد و تجزیه ناشونده داشته باشیم ، باید حق تعین سرنوشت به ملیت های مختلف داده شوه . حکومتداری و دولتداری به شیوه ها و شکل ها قدیم دگه ممکن نیس . باید از چرخاندن همه مسایل و جریانات و روند های تاریخی و اجتماعی و سیاسی به دور یک قوم خاص جلو گیری شوه . پشتون ها یک اقلیت استن ، مثل هر اقلیت قومی دگه حق دارن که بر سرنوشت خود حاکم باشن ، اما دست شان باید از امور زنده گی سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و دینی و غیره و غیره دگه اقوام ساکن کشور قطع و کوتاه گردد .
فاشیزم ــ پشتونیزم ـ اوغانیزم میخایه که ملیت ها و اقوام دگه منهدم شون ، در هویت اوغانی منحل شون ، حضور و وجود شان مطرح و محسوس نباشه . همی اس راه حل شان .
برعکس ، ما میخواهیم که هر ملیت و قوم هویت و فرهنگ و حضور و وجود منحصر به فرد خود را داشته باشن ، از انحلال و اضمحلال و انهدام اقوام ــ که خواست فاشیزم و اوغانیزم اس ــ جلو گیری شوه و همه مردم در یک فضای عدالت ملی ، عدالت اجتماعی ، عدالت سیاسی و عدالت های دیگر در صلح و صفا و آرامش زنده گی کنن . اینکه کدام راه حل بهتر اس ؟ داوری اش را می گذارم به شما .
